الشيخ عباس القمي
422
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
كه واقع شد فيما بين او و پسر عمّش يزيد بن الوليد . و وليد پليد ، مردى ملحد و بد كيش و معروف به فسق و فجور بود و به هيچگونه ملتزم به ظواهر اسلام نبود و پيوسته به شرب خمر و غنا و طرب و انواع فسق و فجور اشتغال داشت و امر كرده بود بركهاى مملو از شراب كرده بودند ، گاهى كه طرب بر او غلبه مىكرد خود را در آن بركه مىافكند و چندان مىآشاميد كه اثر نقص در بركه پديدار مىگشت . در جملهاى از كتب اهل سنت است كه يك شب مؤذّن اذان صبح گفت . وليد برخاست و شراب خورد و با جاريهاى كه او هم مست بود در آويخت و با او نزديكى كرد و قسم ياد نمود كه با مردم نماز نكند جز او ، پس لباس خود را به وى پوشانيد و آن جاريهء مست را با آلايش جنابت و منى به مسجد فرستاد تا با مردم نماز گزاشت . در حيوة الحيوان و اكثر كتب مذكور است كه يك روز وليد به قرآن مجيد تفأّل كرد ، اين آيه آمد : « وَاسْتَفْتَحُوا وَخابَ كُلُّ جَبّارٍ عَنِيدٍ » . « 1 » قرآن را بر هم گذاشت و آن را نشانهء تير خود كرد و چندان كتاب خداى را تير زد كه پاره شد و اين شعر را بخواند : تُهَدِّدني « 2 » بِجَبّارٍ عَنيدٍ * فَها أنا ذاكَ جَبّارٌ عَنيدٌ إذا ما جِئتَ رَبّكَ يَومَ حَشرٍفَقُل ياربِّ مَزِّقني الوَليدُ « 3 » حكايت تعشّق او با زن نصرانيه و قضيهء ازاله كردن بكارت دختر خود و داستان او با ابن عائشهء مُغَنّى « 4 » در تواريخ معتبره مسطور است . و از صفات معروفه او آن است كه كنيزان پدرش را كه منكوحه پدرش بودند و اولاد از وى آورده بودند ، وطى كرد و معروف بود به وليد فاسق و وليد زنديق . « 5 »
--> ( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) : 15 . ( 2 ) . در حيوة الحيوان « أتوعد » به جاى « تهددني » آمده است ( 3 ) . حيوة الحيوان ، ج 1 ، ص 108 و ج 2 ، ص 136 ؛ الفتوح ابن اعثم ، ج 8 ، ص 302 - 303 ؛ فوات الوفيات كتبى ، ج 2 ، ص 590 - 591 ، ش 566 « الوليد بن يزيد » ( 4 ) . الأغاني ، ج 2 ، ص 478 . ( 5 ) . رك : فوات الوفيات كتبى ، ج 2 ، ص 590 ، ش 566 .